عوارض بی حجابی و بدحجابی از دیدگاه علم

۱ـ برهنگی باعث زیاد شدن چربی و بی قواره شدن بدن می‌گردد و این امر از نظر فیزیولوژی کاملا طبیعی است، چون برای دفاع از سرما در قسمت برهنگی، چربی جمع میشود.

این مطلب انسان را به یا فرمایش رسول خدا(ص) می‌اندازد که فرمود:

«  ای مردم از شلوار استفاده کنید، چرا که از پوشاننده ترین لباسهای شماست و با آن، زنانتان را هنگامی‌که از خانه خارج می‌شوند، معنویت بخشید.

۲ـ پیدایش سنگ کسیه صفراء، این سنگ در زنان ۳ تا ۵ برابر بیشتر است.

۳ـ التهاب مثانه.

۴ـ پیدایش ترشحات زنانه.

۵ـ ازدیاد تمایلات غیر طبیعی جنسی که این خود عواقب بسیار بدی را به دنبال دارد.

۶ـ سرماخوردگی و عوارض ناشی از آن در زنان بی حجاب و بد حجاب بیشتر است.

مدینه فاضله



حجاب و عفاف آسمانی ترین راه به مدینه فاضله است

   

حواست باشد....


حواست باشد.... 

داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه:

هَرزگی "مـُـــــد" اســت (!)

بی آبرویــی "کلاس" اســـت (!)

مَســـــتی دود "تَفـــریــح" اســـت (!)

رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت (!)

گــُـرگ بــودن رَمـــز "مُوفقیت" اســـت (!)

بی فرهنگی "فرهنگ" است(!)

پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه "رشد ونبوغ" است(!)

و......................

خدایا ممنون که نه باکلاسم نه روشنفکر ونه... فقط تو رو میخواهم و بس

و تو ای همسنگر


مواظب باش

مزاحم آرایش حلال دختران جوان نشوید ...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مزاحم آرایش حلال دختران جوان نشوید ...

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن که  درباره "حقوق خانواده در اسلام" ، "محبت و اعتماد" ، "مقدار مهریه" ، "اداره و سرپرستی خانواده توسط مردان" ، "حکومت مردان در خانواده" ، "توجه اسلام به آرایش و آراستگی" و ... سخن گفته است که یکی از آنها آرایش دختران جوان در خانواده و در مواقعی است که اسلام آن را حلال دانسته اما برخی از والدین با عقاید نادرست خود با این قبیل کارهای حلال مخالفت می‌کنند. آنچه در ادامه می‌خوانید قسمتهایی از این سخنرانی است.

بقیه در ادامه مطلب >>>

تنهاجایی...

تنها جایی که حجاب داشت

هنگام نماز خواندن بود

گویا تنها کسی که به او محرم نبود

خداوند بود...

اگراهلش هستی بسم الله حجاب کن...

نمی دانم ریشه بی حجابی و بد حجابی چیست؟
ولی یه چیزی را خوب میدانم اینکه از همین الان می توانی شروع کنی
با حیا و با حجاب بودن یک همت والا میخواهد و یک یاعلی رسا

تو میتوانی...اگر اهلش هستی بسم الله حجاب کن...


 کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً

 تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

 

        


چادرمن ...

ای چادر من ... ای دوست و همراه همیشگی من... میدانی  که چقدر در نظر من  و خدا

ارزشمندی و در نظر تعدادی ، چقدر کم ارزش و بی مقدار ؟ ای چادر من ... میدانی که

با وجود  تو  چقدر  احساس  امنیت  و  آرامش  میکنم ؟   میدانی  که  خداوند  تو  را  به من هدیه

داده ؟   میدانی  که  برای  من  نعمتی  هستی  بسیار  ارزشمند ؟ میدانی که بعد از خدا ، تو حافظ

من در مقابل بسیاری از آسیب ها هستی ؟ اما چادر من... چشمانت را ببند. گوش هایت را

بگیر. نبین ونشنو. اگر شنیدی ، باور نکن. بگذار بگویند. من میشنوم. من تحمل میکنم.

نمیخواهم در قیامت پیش خدایم  گله و شکایت کنی .نمیخواهم  به خدایم بگویی که بد نگاهت

کردند. نمیخواهم بگویی که بد جلوه ات داده اند. تو با من هستی و من با تو و خدا با هردویمان

.ای چادر من ... نبین و نشنو که بعضی ها درباره ات چه میگویند. نبین و نشنو که میگویند

هرکه تو را دارد ، عقب مانده است و هرکه تو را دارد فرهنگش پایین است . ای چادر من...

نگاه ها را من تحمل میکنم . حر ف ها را من میشنوم . ومن صبر میکنم و منتظر وعده ی

خدایم می مانم. ای چادر من... تو برای من همانند بال هایی هستی برای پرواز ، برای

پرواز به سوی خدایم " الله " .اما تو هیچگاه مانعم نبودی و مانعی هم برایم ایجاد نکردی ،

تنها در مواقعی مانعم بودی که میدانستی حرمت تو و صاحبت شکسته میشود.و خوشحالم   که

چنین مانعی دارم. ای چادر من... ای دوست همیشگی من... با وجود گرمای طاقت فرسای

تابستان هم ، تو همراهم باش . با وجود تو و یاد خدا  و یاد وعده اش ، نسیم بهشت ، طاقتم

میدهد.ای چادر من... تو رابط میان من و خدایم هستی و تو اولین گام برای آشنا کردن من و

خدایم بودی. من به داشتن دوستی چون تو افتخار میکنم. ای دوست من... همیشه و همه جا

...همراهم باش. فقط نبین و نشنو

مسافر...

از کربلای معلا دعا گوی همتون هستم...

چند نکته از این معنی ....

گفت « اتوبوس خوبه . با اتوبوس مي ريم. » مي خواستيم برويم مرخص، اصفهان . گفتم « با اتو بوس ؟ تو اين گرما؟» گفت « گرما ؟ پس اين بسيجي ها چي کار مي کنن؟ من يه دفعه با هاشون از فاو اومد شهرک، هلاک شدم . اينا چي بگن ؟ با همون اتوبوس مي برمت که حالت جا بايد. بچه هاي لشکر هم مي بينندمون، کاري داشتند مي گن.»

شهید حاج حسین خرازی

مهريه ما يك جلد كلام الله مجيد بود و يك سكه طلا.

سكه را بعد عقد بخشيدم اما آن يك جلد قرآن را محمد بعد از ازدواج خريد و صفحه اولش اينطور نوشت:

اميدم به اينست كه اين كتاب اساس حركت مشترك ما باشد و نه چيز ديگر،كه همه چيز فنا پذير است جز اين كتاب.

حالا هر چند وقت يكبار كه خستگي بر من غلبه ميكند،اين نوشنه ها را ميخوانم و آرام ميگيرم.

شهيد محمد جهان آرا

خدایا................

یاریم کن نگاهم درافق این فضای مجازی جز برای تو نبیند

و انگشتانم جز برای تو کلیدی را نفشارند